بارها در سده‌هاي پانزدهم وشانزدهم‌، چاپ شد. حتي تحريري از آن در 1641 در مادريد منتشر شد، ولي اين يك گمراهي واقعي بود، چون زيج رودولفي كپلر در 1627، انتشار يافته بود.
موسي بن ابراهيم اهل نيم در 1460، زيج آلفونسي را به عبري ترجمه كرد؛ وجود ترجمه‌ٴ عبري قديمي‌تري از قالونيموس (نيمه‌ٴ اول سده‌ٴ چهاردهم‌)، بسيار مشكوك است‌؛ ولو اين كه‌ شخصي به نام قالونيموس‌ْ چنين ترجمه‌اي كرده باشد، احتمالاً وي از اعضاي متأخر همين‌ خانواده بوده است‌، مثلاً داود قالونيموس اخترشناس (برآمدنش حدود 1456).
تفاوت‌هايي ميان مقدمه‌ٴ اسپانيايي زيج آلفونسي و متن‌هاي چاپي وجود دارد. تاريخ‌هاي‌ مهم متفاوت است (تاريخ تاجگذاري آلفونسو در نسخه‌ٴ خطي ژانويه‌ٴ 1252، در نسخه‌هاي‌ چاپي اول ژوئن 1252) يا عرض طليطله در نسخه‌ٴ خطي °39 '54 و در متن چاپي °41 داده‌ شده‌؛ طول‌ها و معدل حركات هم متفاوت است‌. نظريه‌ٴ اقبال و ادبار اعتدالين در نسخه‌ٴ خطي و چاپ‌هاي لاتيني خيلي كامل‌تر است‌، ولي اصلاً مشابه نيست‌.
با توجه به همه‌ٴ جوانب‌، اخترشناسي آلفونسي در سطحي بسيار عالي نبود. در مساعي او و دستيارانش‌، حسن نيت و شور و شوق بيش از هوشمندي فوق‌العاده به چشم مي‌خورد. اخترشناسي آلفونسو چندان برتر از اخترشناسي بطليموس نبود.
تصويري از حامل عطارد به صورت بيضي با آنچه شبيه خورشيدي در وسط ديده مي‌شود در مقاله‌ٴ دوم صفيحه‌ٴ كواكب سبعه (شماره‌ٴ 14 فهرست ما؛ چاپ مادريد، ج 3، ص 282، سال‌1864) كاملاً جنبه‌ٴ تصادفي دارد، و به هيچ روي‌، نمي‌توان آن را تقدم بر نظريه‌ٴ كپلر داير بر بيضوي بودن مدارهاي جرم‌هاي آسماني دانست‌.
اظهار آلفونسو مبني بر اين كه اگر در خلقت عالَم‌، دستي داشت آن را بهتر مي‌ساخت (يا چيزي از اين قبيل‌) درخور چندان اعتنايي نيست‌؛ اين احتمالاً نه كفرگويي بوده و نه انتقاد از اخترشناسي‌ بطليموس كه خود بر آن مزيتي نداشت‌، بلكه فقط مي‌شد آن را طنزي نامسئولانه به حساب آورد1.
آلفونسو بهترين اصول منشورهاي موجود را براي تدوين منشور تازه‌اي‌2 انتخاب كرد، كه به‌ صورت منشور مناطق فاقد مقررات خاص درآمد. بعداً (در حدود 1260 ـ 1265)، به تدوين‌ نخستين قانون‌نامه‌ٴ اسپانيا3 پرداخت (كه در هفت باب است‌). اين قانون در 1338، در كورتس‌4، واقع در آلكالا (القلعه‌) رسميت يافت‌؛ تاريخ عموميت يافتن اين قانون در سراسر اسپانيا به همان‌ تفصيل و پيچيدگي متحد شدن اسپانيا و مجالس قانونگذاري آن است‌، و در اين جا نيازي به ذكر آن نيست‌. كافي است گفته شود كه سرانجام‌، به صورت قانون اصلي اسپانيا و مستعمراتش‌


1 .بيش از دو سده‌ٴ پيش از او، خيام اخترشناس هم گفته بود: ((گر بر فلكم دست بدي چون يزدان ...)). ـ م‌.
El fuero real .2
Las siete partidas .3

Alcala ,Cortes .4